- نویسنده : rezanezhad
- 05 جولای 2026
- کد خبر 49
- بدون نظر
- ایمیل
- پرینت
سایز متن /

بامداد یکشنبه، هنگامی که هنوز سکوت شب بر جادههای شمال حکمفرما بود، گروهی از خبرنگاران گیلانی با قلبی سرشار از بیتابی، رشت را به مقصد تهران ترک کردند. هدف، روشن بود: «روایتگری حماسهای که جهانیان باید آن را به چشم میدیدند.
سفر ما از دلِ شب آغاز شد؛ زمانی که همگان در خواب بودند، ما در تکاپوی رسیدن به لحظهای تاریخی بودیم. صبح یکشنبه، همزمان با اولین اشعههای خورشید، به پایتخت رسیدیم. تهران، گویی در تب و تابِ بزرگترین بدرقهی تاریخ خود میسوخت. هرچه به مصلای بزرگ تهران نزدیکتر میشدیم، سیل جمعیتِ مشتاق، مسیرها را مسدود کرده بود.
آنچه در میدان دید ما و در لنز دوربینهایمان نقش میبست، تنها گوشهای از حقیقتی بزرگ بود. جمعیت، فراتر از هرگونه تصور و تحلیل سیاسی بود؛ دریایی از انسانها، از کهنسالانِ مویسپید کرده تا کودکانی که در آغوش والدین، میراثدار این عشق بودند.
لحظهای که جمعیت به نقطه اوج خود رسید، حتی پیشرفتهترین لنزها و دوربینها هم از بازتابِ عظمتِ این حماسه ناتوان بودند. واژهها در برابر این سیل خروشانِ دلدادگان، رنگ میباختند.
با وجود گرمای شدید هوا، حرکتِ موجهای جدید جمعیت به سمت مصلی لحظهای متوقف نشد. مردمی که از راهی دور و نزدیک خود را رسانده بودند تا در نمازِ بدرقهی «امام شهید» حضور یابند، بیآنکه خستگی را بشناسند، با تمام وجود برای آخرین وداع آمده بودند.
این حضور، پیامی روشن داشت؛ پیامی که ما خبرنگارانِ گیلانی، با افتخار آن را به گوشِ مخاطبانِ «سفیر گیل» و جهانیان میرسانیم: «مردمی که پای عهد خود ایستادهاند، در سختترین شرایط نیز تکیهگاهِ استوارِ ایرانِ قوی هستند.»
امام شهید، با این وداع تاریخی، ایرانِ قوی را در قلبهای مردم تکثیر کرد؛ ایرانِ قدرتمندی که در اتحاد و بصیرتِ این مردم معنا میشود. ما به عنوان راویانِ این صحنههای تاریخی، مفتخریم که بخشی از این حماسهی ملی بودیم؛ حماسهای که تا سالها در حافظهی تاریخِ این سرزمین به یادگار خواهد ماند.
